رابرت هوك
رابرت هوك، فيزيكدان شهير انگليسى روز هيجدهم ژوئيه سال 1635 ميلادى در دهكده فرش واتر واقع در ساحل جنوبى انگليس چشم به جهان گشود.
پدرش كشيش همان محل بود و در خانه كوچكى زندگى مىكرد. هوك از بدو تولد بسيار ضعيف و لاغر بود و چنانچه از يادداشتهاى دوران جوانى او بدست مىآيد، كمتر غذايى به مزاجش سازگار بود، به علت التهاب سينوسهاى پيشانى اش، همواره سردرد و سرگيجه داشت، دائما مبتلاء به زكام بود و از اين بيمارى به شدت رنج مىبرد، شبها نمىتوانست بخوابد و اگر هم ساعتى مىخوابيد، در خواب با روياهاى ترسناك و كابوسهاى وحشتناكى دست به گريبان مىشد و درد و بى خوابى سبب تندخويى و بىحوصلگى هوك و در نتيجه باعث گله و شكايت ديگران و رنجش دوستانش مىگرديد.
علاوه بر اين، هوك از جمال و زيبايى بهرهاى نداشت، دماغش بسيار بزرگ و دهانش گشاد بود و قيافه مضحك او هر بينندهاى را از آينده وى نااميد مىساخت!
هوك سيزده ساله بود، كه پدرش را از دست داد. او پس از مرگ پدر به لندن رفت و به عنوان شاگرد، پيش سر پيتر للى يكى از نقاشان معروف مشغول به كار شد، اما بوى رنگهاى نقاشى، سردرد او را افزايش داد، ناچار نقاشى را ترك كرد و وارد مدرسه شهر وست مينستر شد. طولى نكشيد كه مورد توجه دكتر بوسياى استاد مدرسه قرار گرفت و بوسياى يار و همدم زندگى او شد. با آموختن هندسه و آشنايى جزئى با زبانهاى لاتينى و يونانى در 18 سالگى وارد دانشگاه عجيب او در حكاكى روى چوب و فلز مورد توجه قرار گرفت و با آشنايى به موزيك، به عنوان آوازه خوان در دانشكده كرايست چرچ دانشگاه آكسفورد مشغول به كار شد.
هوك در اين دانشكده، پيش خدمت شخصى به نام گودمن بود و با پولى كه از پيش خدمتى و آوازخوانى به دست مىآورد، زندگى خود را اداره مىكرد.
در دانشگاه آكسفورد، عده معدودى از جوانان با استعداد، كه علاقه خاصى به علوم آزمايشگاهى داشتند، دست به يك رشته مطالعات تازهاى زدند.
رابرت بويل جزء گروه فوق بود، كه در زندگى هوك تاثير فراوانى داشت. ولى هفت سال از هوك بزرگتر بود و مال و ثروت زيادى در اختيار داشت.
رابرت بويل در سال 1655 هوك را كه هنوز محصل بود، به عنوان معاون آزمايشگاه خود استخدام كرد.
هوك در اين آزمايشگاه، پمپ باد را اختراع نمود. در سال 1661 كتابى درباره خاصيت لولههاى موئين و صعود مايعات در لولههاى موئين نوشت و در اين باره بررسى بيشترى نكرد، اما كتاب او مملو از نظريات تيز و داراى روح آزمايش بود.
هوك دريافت كه حركت اجسام ريز، روى سطح مايعات و بالارفتن نفت از فتيله چراغ و حركت شيره خام و پرورده ذرختان بر اثر خاصيت لولههاى موئين است.
در سال 1662 هنگامى كه انجمن سلطنتى امتياز خود را دريافت كرد، هوك را به عنوان كتابدار و متصدى انجمن استخدام نمود. در اينجا هوك اجازه داشت فقط هر هفته هنگامى كه انجمن تشكيل مىشود، چهار آزمايش مهم انجام دهد.
او در سال 1665 كتابى درباره ميكروگرافيا نوشت، اين كتاب باعث شد كه نام هوك جزء علماء بزرگ در تاريخ علوم ثبت گردد. كتاب او در انجمنهاى علمى انگلستان مورد توجه خاصى قرار گرفت و بعدها اسم هوك جزء دانشمندان مطالعه ميكروسكپى بيولوژى ثبت گرديد.
هوك با ميكروسكوپى كه اختراع كرده بود، پس از مطالعات زيادى، شرحى درباره چشم مركب مگس و دگرديسى حشرات و ساختمان پر پرندگان نوشت.
وى در شرح ساختمان چوب پنبه براى اولين بار لغت سل به معناى سلول را به كار برد و آن را كوچكترين جزء چوب پنبه ناميد.
هوك به وسيله ميكروسكوپ نه تنها در دنياى موجودات جاندار مطالعات فراوانى نمود، بلكه روى ساختمان اجسام جامد نيز مطالعه كرد. و اشكال مختلف بلورهاى برف را تشريح و نقاشى نمود. با كمك آن دستگاه بيش از 60 نوع اشياء را مشاهده مىنمود.
او در تمامى رشتههاى علوم، آزمايشهاى دقيقى داشت. اولين دستگاه سنجش نور در مايعات و هم چنين اولين بارومتر يا هواسنج چرخى و غلظت سنج الكلى و اولين رطوبت سنج را اختراع كرد.
هوك اولين كسى بود كه درجه صفر ميزان الحراره را نقطه انجماد آب قرار داد. او بنيانگذار علوم مربوط به آثار جوى بود. تئورى مكانيكى گرما و حرارت را تشريح كرد و ثابت نمود كه:
اجسام بدون وجود هوا نمىسوزند.
هوك پس از آزمايش در ساختمان بلورهاى كوارتز در داخل سنگ چخماق نتيجه گرفت، كه ساختمان اجسام از بلورهاى مخصوص و به اشكال مختلف تشكيل شدهاند و بدينوسيله تفاوت فلزات و نمكها را مشخص كرد.
طاعون كبير در سال 1665 و آتش سوزى بزرگ در سال 1666 نصف بيشتر لندن و اهالى اين شهر را از بين برد. هوك به كمك كريستو فرورن در آبادى شهر لندن كوشيد و يك هفته بعد از حريق، نقشه جديدى براى ساختن لندن، كه شكل يك مثلث بود، پيشنهاد كرد.
نقشه شهرسازى هوك بعدها براى احداث ساختمانهاى نيويورك بكار رفت.
در سال 1674 هوك كتابى درباره ستارگان و فاصله آنها نوشت و براى مشاهده آنها اولين تلسكوپ را اختراع كرد.
مشهورترين اختراع هوك، اختراع پاندول ساعت و تنظيم كار عقربههاى ساخت مچى بوسيله فنر بود. او پس از چند سال رقاص ساعت را اختراع كرد.
در سال 1677 الدينبرگ منشى انجمن سلطنتى مرد و هوك به جاى او منصوب شد. هوك در زمان اشتغال در انجمن، چندين بار با نيوتن مكاتبه نمود و درباره كشف علوم، با وى اشتراك مساعى كرد.
در سال 1682 هوك انجمن سلطنتى را ترك نمود.
در سال 1687 پسر برادرش كه سالهاى متمادى با او زندگى مىكرد، فوت شد و اين واقعه، يك تشنج شديد براى هوك بود. بعد از گذشت يكى دو سال از اين واقعه، هوك سلامت خود را از دست داد و در سوم مارس سال 1703 ميلادى و در 68 سالگى در لندن درگذشت.
دو سال بعد از مرگ هوك، نسخه هايى از كارهاى علمى او كه در حدود چهارصد هزار لغت بود، پيدا شد.
اين يادداشتها باعث شد كه نام وى در زمره دانشمندان بزرگ در تاريخ علوم جاودان بماند.
اگر چه هوك، بررسىهاى علمى و تحقيقات خود را به حد كمال نرسانيد، ولى با فعاليتها و تلاشهاى مداوم و خستگىناپذير خود توانست، كليه تئورىهاى علمى را در اختيار علماء و دانشمندان بعد از خود قرار دهد.
ل - ت- مور در شرح حالى كه براى نيوتن نوشته، چنين متذكر مىشود: بهتر بود كه نيوتن در اوج شهرت و معروفيت خود، گذشت بيشترى از خود نشان مىداد، و نسبت به هوك، يعنى اين مغز متفكر و روح بزرگى كه در زندان تن رنجور محبوس بود، محبت بيشترى مىورزيد!
بدين ترتيب رابرت هوك فيزيكدان معروف انگليسى، با به جاى گذاشتن دهها اكتشاف عظيم علمى، به خاطر اخلاق تند و خشن خود، مظلومانه و بدون مقبره مشخصى به آغوش خاك آرميد. - دانشمندان بزرگ جهان علم، ص 73. ?
پدرش كشيش همان محل بود و در خانه كوچكى زندگى مىكرد. هوك از بدو تولد بسيار ضعيف و لاغر بود و چنانچه از يادداشتهاى دوران جوانى او بدست مىآيد، كمتر غذايى به مزاجش سازگار بود، به علت التهاب سينوسهاى پيشانى اش، همواره سردرد و سرگيجه داشت، دائما مبتلاء به زكام بود و از اين بيمارى به شدت رنج مىبرد، شبها نمىتوانست بخوابد و اگر هم ساعتى مىخوابيد، در خواب با روياهاى ترسناك و كابوسهاى وحشتناكى دست به گريبان مىشد و درد و بى خوابى سبب تندخويى و بىحوصلگى هوك و در نتيجه باعث گله و شكايت ديگران و رنجش دوستانش مىگرديد.
علاوه بر اين، هوك از جمال و زيبايى بهرهاى نداشت، دماغش بسيار بزرگ و دهانش گشاد بود و قيافه مضحك او هر بينندهاى را از آينده وى نااميد مىساخت!
هوك سيزده ساله بود، كه پدرش را از دست داد. او پس از مرگ پدر به لندن رفت و به عنوان شاگرد، پيش سر پيتر للى يكى از نقاشان معروف مشغول به كار شد، اما بوى رنگهاى نقاشى، سردرد او را افزايش داد، ناچار نقاشى را ترك كرد و وارد مدرسه شهر وست مينستر شد. طولى نكشيد كه مورد توجه دكتر بوسياى استاد مدرسه قرار گرفت و بوسياى يار و همدم زندگى او شد. با آموختن هندسه و آشنايى جزئى با زبانهاى لاتينى و يونانى در 18 سالگى وارد دانشگاه عجيب او در حكاكى روى چوب و فلز مورد توجه قرار گرفت و با آشنايى به موزيك، به عنوان آوازه خوان در دانشكده كرايست چرچ دانشگاه آكسفورد مشغول به كار شد.
هوك در اين دانشكده، پيش خدمت شخصى به نام گودمن بود و با پولى كه از پيش خدمتى و آوازخوانى به دست مىآورد، زندگى خود را اداره مىكرد.
در دانشگاه آكسفورد، عده معدودى از جوانان با استعداد، كه علاقه خاصى به علوم آزمايشگاهى داشتند، دست به يك رشته مطالعات تازهاى زدند.
رابرت بويل جزء گروه فوق بود، كه در زندگى هوك تاثير فراوانى داشت. ولى هفت سال از هوك بزرگتر بود و مال و ثروت زيادى در اختيار داشت.
رابرت بويل در سال 1655 هوك را كه هنوز محصل بود، به عنوان معاون آزمايشگاه خود استخدام كرد.
هوك در اين آزمايشگاه، پمپ باد را اختراع نمود. در سال 1661 كتابى درباره خاصيت لولههاى موئين و صعود مايعات در لولههاى موئين نوشت و در اين باره بررسى بيشترى نكرد، اما كتاب او مملو از نظريات تيز و داراى روح آزمايش بود.
هوك دريافت كه حركت اجسام ريز، روى سطح مايعات و بالارفتن نفت از فتيله چراغ و حركت شيره خام و پرورده ذرختان بر اثر خاصيت لولههاى موئين است.
در سال 1662 هنگامى كه انجمن سلطنتى امتياز خود را دريافت كرد، هوك را به عنوان كتابدار و متصدى انجمن استخدام نمود. در اينجا هوك اجازه داشت فقط هر هفته هنگامى كه انجمن تشكيل مىشود، چهار آزمايش مهم انجام دهد.
او در سال 1665 كتابى درباره ميكروگرافيا نوشت، اين كتاب باعث شد كه نام هوك جزء علماء بزرگ در تاريخ علوم ثبت گردد. كتاب او در انجمنهاى علمى انگلستان مورد توجه خاصى قرار گرفت و بعدها اسم هوك جزء دانشمندان مطالعه ميكروسكپى بيولوژى ثبت گرديد.
هوك با ميكروسكوپى كه اختراع كرده بود، پس از مطالعات زيادى، شرحى درباره چشم مركب مگس و دگرديسى حشرات و ساختمان پر پرندگان نوشت.
وى در شرح ساختمان چوب پنبه براى اولين بار لغت سل به معناى سلول را به كار برد و آن را كوچكترين جزء چوب پنبه ناميد.
هوك به وسيله ميكروسكوپ نه تنها در دنياى موجودات جاندار مطالعات فراوانى نمود، بلكه روى ساختمان اجسام جامد نيز مطالعه كرد. و اشكال مختلف بلورهاى برف را تشريح و نقاشى نمود. با كمك آن دستگاه بيش از 60 نوع اشياء را مشاهده مىنمود.
او در تمامى رشتههاى علوم، آزمايشهاى دقيقى داشت. اولين دستگاه سنجش نور در مايعات و هم چنين اولين بارومتر يا هواسنج چرخى و غلظت سنج الكلى و اولين رطوبت سنج را اختراع كرد.
هوك اولين كسى بود كه درجه صفر ميزان الحراره را نقطه انجماد آب قرار داد. او بنيانگذار علوم مربوط به آثار جوى بود. تئورى مكانيكى گرما و حرارت را تشريح كرد و ثابت نمود كه:
اجسام بدون وجود هوا نمىسوزند.
هوك پس از آزمايش در ساختمان بلورهاى كوارتز در داخل سنگ چخماق نتيجه گرفت، كه ساختمان اجسام از بلورهاى مخصوص و به اشكال مختلف تشكيل شدهاند و بدينوسيله تفاوت فلزات و نمكها را مشخص كرد.
طاعون كبير در سال 1665 و آتش سوزى بزرگ در سال 1666 نصف بيشتر لندن و اهالى اين شهر را از بين برد. هوك به كمك كريستو فرورن در آبادى شهر لندن كوشيد و يك هفته بعد از حريق، نقشه جديدى براى ساختن لندن، كه شكل يك مثلث بود، پيشنهاد كرد.
نقشه شهرسازى هوك بعدها براى احداث ساختمانهاى نيويورك بكار رفت.
در سال 1674 هوك كتابى درباره ستارگان و فاصله آنها نوشت و براى مشاهده آنها اولين تلسكوپ را اختراع كرد.
مشهورترين اختراع هوك، اختراع پاندول ساعت و تنظيم كار عقربههاى ساخت مچى بوسيله فنر بود. او پس از چند سال رقاص ساعت را اختراع كرد.
در سال 1677 الدينبرگ منشى انجمن سلطنتى مرد و هوك به جاى او منصوب شد. هوك در زمان اشتغال در انجمن، چندين بار با نيوتن مكاتبه نمود و درباره كشف علوم، با وى اشتراك مساعى كرد.
در سال 1682 هوك انجمن سلطنتى را ترك نمود.
در سال 1687 پسر برادرش كه سالهاى متمادى با او زندگى مىكرد، فوت شد و اين واقعه، يك تشنج شديد براى هوك بود. بعد از گذشت يكى دو سال از اين واقعه، هوك سلامت خود را از دست داد و در سوم مارس سال 1703 ميلادى و در 68 سالگى در لندن درگذشت.
دو سال بعد از مرگ هوك، نسخه هايى از كارهاى علمى او كه در حدود چهارصد هزار لغت بود، پيدا شد.
اين يادداشتها باعث شد كه نام وى در زمره دانشمندان بزرگ در تاريخ علوم جاودان بماند.
اگر چه هوك، بررسىهاى علمى و تحقيقات خود را به حد كمال نرسانيد، ولى با فعاليتها و تلاشهاى مداوم و خستگىناپذير خود توانست، كليه تئورىهاى علمى را در اختيار علماء و دانشمندان بعد از خود قرار دهد.
ل - ت- مور در شرح حالى كه براى نيوتن نوشته، چنين متذكر مىشود: بهتر بود كه نيوتن در اوج شهرت و معروفيت خود، گذشت بيشترى از خود نشان مىداد، و نسبت به هوك، يعنى اين مغز متفكر و روح بزرگى كه در زندان تن رنجور محبوس بود، محبت بيشترى مىورزيد!
بدين ترتيب رابرت هوك فيزيكدان معروف انگليسى، با به جاى گذاشتن دهها اكتشاف عظيم علمى، به خاطر اخلاق تند و خشن خود، مظلومانه و بدون مقبره مشخصى به آغوش خاك آرميد. - دانشمندان بزرگ جهان علم، ص 73. ?
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 15:51 توسط me
|
سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “