شعر انتظار
آخر کجایی تو ای مرد ، ای مرد دور از گمان ها
یک روز روی زمینی ،یک روز در آسمان ها
بگذار باران ببارد از آسمان ،تا بیاییم
یک صبح تا خانه ی تو ،از روی رنگین کمان ها
در دوره ی سنگ وآهن، من می روم تا بگویم
هر روز نرگس بکارند ، روی زمین باغبان ها
با کشتی تیز پا ودریا شکاف خیالم
می آیم امشب سراغت تا دور، تا بی کران ها
هنگام دریا نوردی ترسی ز طوفان ندارم
تا پرچم کشور توست بر عرشه و بادبان ها
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۰ ساعت 18:33 توسط me
|
سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “