پيامك انتظار سري دوم

 

بگذار بگويمت دلم غم دارد

يك عالمه اشك وآه وماتم دارد

عجل بظهور ،عصر آدينه ها

اي يوسف فاطمه تو را كم دارد

................

فروغ روي يزدان داري اي دوست

صفاي باغ رضوان داري اي دوست

تويي يوسف كه در هر كوي وبرزن

هزاران پير كنعان داري اي دوست

.............

اين جمعه هم گذشت تو اما نيامدي

پايان سبز قصه ي دنيا نيامدي

مانده است دل اسير هزاران سوال تلخ

اي پاسخ هر آنچه معما نيامدي

............

ياسمن چهره بياراست ،بيا

شور در گلكده برپاست بيا

اي دواي همه ي علت ها

ديده از عشق تو بيناست،بيا

...............

به ذهن شب زده ي من ظهور كن مهتاب

ز دشت تيره ي ظلمت عبور كن مهتاب

دلم گرفته نگارم ببين كه تاريكم

به خاطر دل عاشق ، ظهور كن مهتاب

................

به تمناي طلوع تو جهان چشم به راه

به اميد قدمت كون ومكان چشم به راه

رخ زيباي تو را ياسمن آيينه به دست

قد رعناي تو را سرو جوان چشم به راه

.................

باز آ ،دلم ز گردش دوران شكسته است

چون كشتي از تهاجم طوفان شكسته است

آيينه ي خيال نهادم به پيش روي

ديدم كه قلبم از غم هجران شكسته است

...............

بي تو چگونه مي شود از آسمان نوشت

از انعكاس ساده ي رنگين كمان نوشت

اين يك حقيقت است كه بي تو بهار من

بايد چهار فصلِ زمان را خزان نوشت

..................

اذن جمكران شوري به پا كرد

دلم را از غم عالم جدا كرد

صبا را گشته بودم محرم راز

مرا با رمز غيبت آشنا كرد

...................

افسوس كه عمري پي اغيار دويديم

از يار بمانديم و به مقصد نرسيديم

سرمايه ز كف رفت وتجارت ننموديم

جز حسرت واندوه متاعي نخريديم

...............

داستان يوسف را گفتن وشنيدن

به بهانه ي توست

شرمنده ايم،

مي دانيم كه گناهان ما

 همان چاه غيبت توست

...............

اي پيك راستان خبر يار ما بگو

احوال گل به بلبل دستان سرا بگو

ما محرمان خلوت انسيم غم مخور

با يار آشنا سخن آشنا بگو

..................

هر چه كردم نشود علت رنجيدن او

باز نشد ،بارها من دل زهرايي او را خستم

گفتم اينبار كه برنامه ي من مي نگرد خوشحال است

ليك اشكش به دلم گفت كه من روسيهم ،من پستم

.....................

مسير مسيح بهاران كجاست؟

صفا گستر لاله زاران كجاست؟

رگ وريشه ي لاله از هم گسست

گل انديشه ي سربداران كجاست؟

.................

به دنبال تو مي گردم نمي يابم نشانت را

بگو بايد كجا جويم مدار كهكشانت را

تام جاده را رفتم، غباري از سواري نيست

بيابان تا بيابان جسته ام ردّ نشانت را

....................